تبليغاتX
((...جایی برای دل...)) - دیگر دلم به کاری نمی رود...دستم نیز چنین است...من چم شده است؟؟؟

لازمه که آدما یه جایی رو داشته باشن تا بتونن با خیال راحت اونجا همه ی خاطرات آزار دهنده شونو  بالا بیارن، و در هین عُق زدن کسی هی ازشون نپرسه: چته؟چته؟!

.

.

.

تنهایم...تنها...و تنهایی ام را از امروز...همین امروز، سخت دوست می دارم! اما هنوز دلتنگ توام؛وقتی به تو فکر می کنم، کسی در دلم زار زار گریه می کند...

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 15:48 توسط نی نی عسلی |