تبليغاتX
((...جایی برای دل...)) - تنها چه بگویم؟؟؟
دير وقتيست که ديگر گله ام را به شب و پنجره و اين همه باران نکنم
دير وقتيست که هر شب دل تو مي گيرد . 
 چشم من با غم تو همدرد است
چه بگويم : تنها ؟؟؟؟  
 

گر چه جسمم بي توست . 
  روح من تنها نيست
روح من گرمي دستان تو را حس کرده است
و صدايي آرام ... مثل لالايي باران در شب...
اين همه آرامش در صداي تو و من باز بگويم:تنها؟؟؟؟؟!!!
روح من تنها نيست .
روح من خسته اين دوريهاست
روح من خسته ز هر ترديدي ست
آسمان ابري و..........
تو اينجايي!!
+ حک شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 15:3  به دست نی نی عسلی |