|
من ؛ من فرشته ای بودم که چشم های معصوم شیشه ای ام را خودم شکستم و بال های نرم و سپیدم را خودم قیچی کردم! می خواستم با چشم ها و پاهای آدم ها خوشبختی را، درد را، گناه را مزه کنم!..و حالا شکاف قلبم دارد کم کم شبیه لبخند تو می شود، هر چه می گذرد، لبخند تو نزدیک تر می شود و زمان برای محو کردن آن حریف کوچکی ست. چه زنده بود! شفاف، واقعی...یعنی باور کنم حقیقی نبود؟! تو بازنده ای زندگی؛ و من آن فسیل هزار ساله که دیگر فریب نمی خورد! نه به آسمان های آبی ات، نه به هوای تازه ات، نه به صبح، و شادی های تو خالی ات و غم هایت...دیگر مرا به هرچه می خواهی بفریب، الا به عشق! که برای چنین فریبی دیگر بزرگ شده ام!.. |
|
+ حک شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:19 به دست نی نی عسلی |
|
|
اولین صفحه ی دل من گذشته ها گذشته |
| سخته دل کندن از این شهر و دل بستگیاش... |
بزار آسمون بدونه اگه يك روز تو نباشي اشک چشمام جاش ميباره
|
| پيوندهاي روزانه |
|
عکس های عشقولانه عکس های خنده دار جوک هایی برای بچه های پاستوریزه جوک های غیر بهداشتی حرفای عشقولانه ای SMS انحرافي SMS عشقولانه آرشيو پيوندهاي روزانه |
| پيوندها |
|
آمار وبلاگکاربران آنلاين : بازديدها : |
|
RSS
|