تبليغاتX
((...جایی برای دل...)) -

رویای سر به زیره خواستنت، خواهش های بچه گانه برای دیدنت و دوری بی اندازه ی تو، آنقدر کم رنگ شده اند که...از بس فاصله به حلق شان ریختی لال شدند!..

تو پیروز شدی و من درماندم، تو گذشتی و من بیشتر درماندم. دلم تنگ بود...تنگ. قرارمان شد که برایت بنویسم، از تو که بنویسم خیالم راحت است، من نذر کرده ام!..حرف هایم را چه کسی می فهمد؟!

و حالا اگر نیستم، چون یخ زده ام در جواب سردی ات، دلبرکم

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:3 توسط نی نی عسلی |