تبليغاتX
((...جایی برای دل...))

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیوونه ی همیشگی

فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت

دلم برات تنگ سده بود این نامه رو واست نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ  گلای قالیه

جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن این جا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چی بگم جون خودم بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

نمی دونی چقد دلم تنگه برای دیدنت

برای مهربونیات نوازشات بوسیدنات

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم براهته؟

یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته؟

من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره

بعدش خبر می دن بیا که داره دوستت میمیره

روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اون جا با کسی؟

بیشتر از این منو نذار تو غصه و دل واپسی

یه وقت منو گم نکنی تو دود این شهر غریب

یه سرزمین غربته با صد تا نیرنگ و فریب

فدای تو به وقت شبا بی خوابی خستت نکنه

غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

رفتیم تو قلب آسمون با ابرا هم سفر شدیم

از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره

غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه

سرفه های مکررم مال هوای دوریه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش می گذره؟

دلت می خواست میومدم یا تنها رفتی بهتره؟

از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه ی خون

همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون

یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره؟

داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره

یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم

تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم

امروز دیدم دیگه داری منو فراموش می کنی

فانوس آرزوهامونو داری خاموش می کنی

گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست

با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست

تنها دلیل زندگیم با یه غمی دوست دارم

داغ دلم تازه می شه اسمتو وقتی میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر؟

مگه نگفتم چشمات و از چشم من هیچ وقت نگیر؟

حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه

تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه

زود تر بیا بدون تو این جا واسم جهنمه

دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه

مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه؟

دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار

تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار

فکر نکنی از راه دور دارم سفارش می کنم

به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش می کنم

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

که هر صفحش قصه ی چند تا درد و چند تا عذاب

می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشونو بدرقه ی پاکیه خنده هات کنن

یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل میذاره

عسل همون کسیه که بیشتر از همه دوست داره

+ حک شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 15:33  به دست نی نی عسلی | 

بده دستاتو به دستم تا با هم کلبه بسازیم

کلبه ای پر از منو تو از منو تو ما بسازیم

دور بشیم از همه مردم واسه درد هم بمیریم

با ستاره ها بخوابیم  با ترانه جون بگیریم

کلبه ای اندازه ی عشق باغچه ای و حوض و گلدون

سر تو باشه رو شونم مثه لیلا مثه مجنون

من باشم مادر گل ها تو بشی بابای بارون

 

 

 

+ حک شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 14:45  به دست نی نی عسلی | 

اینو خیلی دوسش دارم...مامانیه

+ حک شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 15:57  به دست نی نی عسلی | 
سلام به همه ی شما مهربونای با وفا

با عرض معذرت که انقدر دیر میام پیشتون...

می دونیید که مردسه ها وا شدن...منم درس و مقش دارم خیر سرم.

ایشالا در این مردسه ها رو تخته کنن...

راستی ماه رمضونم شورووع شد.من ماه رمضونو خیلی دوس دارم

اخه خدا هر چی می خوام بهم میده... دعاهام هم زود مستجاب می شه...راستی که خدا چه قدر خوبو

بخشندس.

من الان رووزه م...خیلی هم دلم می خواد بخوابم.

فقط اومدم واسه این که نبودم معذرت خواهی کنم.

امید وارم شما هم هر چی خواستین خدا بهتون بده.

+ حک شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 15:56  به دست نی نی عسلی | 

بردی از یادم

با یادت شادم

دادی بر بادم

با یادت شادم

دل به تو دادم

در دام افتادم

از غم آزادم

+ حک شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 20:43  به دست نی نی عسلی | 


 تو عمر منی

اگه یه لحظه از زندگیم مونده باشه باری تو زندگی می کنم.

برای من باش...به من فکر کن...

دنیا رو از یادم ببر...منو به خودت مشغول کن.

                            

عشقتو دوس دارم...تمنا می کنم با تو باشم.

با من باش...کنار من باش...جان منو بگیر.

بذار همیشه تو خیالم باشی...عزیزم عزیزم...

دل منو ببر ای کسی که منو از یاد بردی...دوباره برگرد.

نه نه نه من تو رو از یاد نمی برم...من تو رو از یاد نمی برم.

همیشه منو احساس کن...من قلبم با توست...برگرد عزیزم

من دارم میگم که برگرد و بیا چون من صبرم کمه...هر بار میگی و فرار میکنی.برای چی؟

تو شب های منو سحر کردی. روح و عقل منو بردی

ای کسی که عشق تو منو عذاب میده و تمام غم ها رو سراغم میاره . بالای کوه میرو و از تمام دریا ها

میگذرم و با تمام خطر ها رو به رو می شم و تمام غم ها رو تحمل می کنم...فدای اون چشمای گرونت!

بذار تمام مردم بدونن که به جز تو کسی رو دوس ندارم.

تو هدیه ی من از طرف خدا هستی.

قلب من تو رو می خواد. تو رو دوس دارم برای همیشه. تو چشم من فقط تو قشنگی. با تمام دنیا عوضت

نمی کنم.

تو مال منی...من با تو راحتم.

قلبم در نبود تو نمی تپه...روزی که تو رفتی قلبم رو با خودت بردی

+ حک شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 20:34  به دست نی نی عسلی |