تبليغاتX
((...جایی برای دل...))

وقتی کسی رو دوس داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزا رو می شکنی تا دل اونو نشکنی

قلبی برای ما

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم

حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو

Ooh La La !

حاضری هر چی دوس نداشت به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری جونتو بدی یه خار تو دساش نره

حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

حاضری هر چی گل داریم دونه به دونه بشمری

بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی میاری

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس

وقتی کسی رو دوس داری معنی نداره دیگه ترس

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 13:36 توسط نی نی عسلی |

اگه بگم که قول میدم تا همیشه باهات باشم...

اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم...

اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی...

اگه بگم بهونه هر نفسم تنها توئی...

اگه بگم قلبمو نذر نگاهت میکنم...

اگه بگم زندگیمو بذر بهارت میکنم... 

اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی...

                 اگه بگم بال منی لحظه پرواز منی...                  

    

 میشی برام خاطره قشنگ لحظه وصال؟

  میشی برام باغبون میئه های تشنه و کال؟

میشی برام ماه شبای بی سحر؟

 میشی برام ستاره ی راه سفر؟

ولی ‌بدون هرجا باشی یا نباشی  مال منی..

 بدون اگه برای من هم نباشی  عشق منی...

دوز عشق

برای سعادت شبات شعرامو من داد میزنم...

   برای خوشبخت شدنت خدا رو فریاد میزنم...

 

البته نا گفته نماند که این شعر رو که من خیلی دوسش دارم بر گرفته از وبلاگ دوست گلم مرضیه ست.....نویسنده ی وبلاگ ((مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست)) تو قسمت همدلان خوبم می تونین از وبلاگش باز دید کنید.....

مرضی جون اگه ناراحت شدی ببخشید!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 10:48 توسط نی نی عسلی |

وقتي تو چشنت نگاه مي كنم
حالم ازت به هم مي خوره ولي تو فكر مي كني من
احساس مي كنم با تمام وجود دوست دارم
خيلي مسخره ست
وقتي بهت مي گم دوستت دارم!
تو فكر مي كني
معنيش اينه كه انقدر بهت اطمينان دارم كه مهم ترين رازم رو بهت مي گم
اما اشتباه مي كني
وقتي بهت مي گم دوستت دارم!
واسه اينه كه مي خوام دستت بندازم ولي تو فكر مي كني من
دلم مي خواد با ذره ذره ي وجودم عشقم رو حس كني
ولي كدوم عشق؟؟؟
و اينم بدون كه اگه يه روز بري
از خوش حالي پر در ميارم اما نمي دونم تو چرا فكر مي كني
من بدون تو ميميرم

حالا لطفا يه بار ديگه اينو از اول يه خط در ميون بخون

                       

احساس واقعيه من اينه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 16:3 توسط نی نی عسلی |

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 10:52 توسط نی نی عسلی |

خیلی وقته که واسم نامه ندادی  نه نگاهی نه پیامی و نه یادی

خیلی وقته که واسم غزل نگفتی  واسه مشکلم یه راه حل نگفتی

خیلی وقته گله و فاصله هامون  خیلی سر رفته مثه حوصله هامون

خیلی وقته امضا های رنگارنگت  نمی شینه پای نامه های قشنگت

خیلی وقته دیگه چشمک ستاره  شبا دوریمو به یادت نمیاره

خیلی وقته که نکردی هیچ سوالی  که ببینی دل من پر یا خالی

خیلی وقته  ننوشتی گل پونه  غم نخور دنیا که این جور نمی مونه

خیلی وقته که ازت خبر ندارم  خیلی وقته رو دلت اثر ندارم

خیلی وقته پیش چشم تو بدم من  ببینم مگه بهت حرفی زدم من

خیلی وقته نه پیامی نه تماسی  شدی عاشق و مجاز بی حواسی

واست امشب فال مولانا گرفتم  می دونم نمی گیره اما گرفتم

در اومد قصه ی می درد جدایی  منو کاش ببخشی اما بی وفایی

خیلی وقته بارون این جا ها شدیده  بی وفا نشواخه از تو بعیده

خیلی وقته این جا قحطی نسیمه  اما طوفان دلم مثل قدیمه

خیلی وقته ننوشتی توی نامه  دوست دارم عاشقیتو بدی ادامه

ننوشتی واسه من سلام بهونه  ببینم آخر کی میره کی می مونه

خیلی وقته با مداد خیلی قرمز  ننوشتی سطر آخر بی تو هرگز

خیلی وقته اسممو صدا نکردی  آخر نامه واسم دعا نکردی

خیلی وقته منم از دست تو خستم  چمدون دل دیوونمو بستم

خیلی وقته که منم نامه ندادم  خیلی وقته که تو هم رفتی زیادم

خیلی وقته که رسیدم به این حقیقت  اون جا ها انگار عوض شده سلیقت

راستشو بخوای دلم واسه خودم سوخت  که یه عمر چشمای خستشو به در دوخت

گفتم اینا رو واسه تو بنویسم  با دل شکسته با چشمای خیسم

دیگه گفتن از تو شد واسم قدقن  اما خوب شد که تو هم شدی مثه من

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 20:3 توسط نی نی عسلی |

کاش می شد اشک را تهدید کرد

حرمت لبخند را تهدید کرد

کاش می شد در غروب لحظه ها

لحظه دیدار را تجدید کرد

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 22:26 توسط نی نی عسلی |

حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم

حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم

حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم

حیف شوقی که تو گفتی اما من هرگز ندیدم

حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم

حیف رویایی که واسه تو از قشنگیاش نوشتم

حیف شب ها که نشستم با خیالت زیر مهتاب

حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو تو خواب

حیف با وفایی من حیف عشق و اعتمادم

حیف اون دسته گلی که تو پاییز به تو دادم

حیف فرصت های نقرم...حیف عمر دقیقه م

حیف هر چی که گفتم...راس راسی حیف سلیقم

حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده

حیف احساس طلاییم...حیف اون عشق و عقیده

حیف شادیام تو روزی که می گن تولدت بود

حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود

حیف جمعه های دلگیر...حیف شنبه های رنگی

حیف اون روز که نوشتم چشمایی به این قشنگی

حیف فکرایی که کردم واسه جستن بهونه

حیف  عشقی که کسی نیست حالا قدرشو بدونه

حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم

حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیوردم

حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا

حیف که تو از راه رسیدی اونو دادمش به دریا

حیف چیزی که ندارم...حیف ذوقی که نکردم

حیف گرمیای دستم که سپردمش به سردی

حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت

حیف اعتماد اون روز...حیف واژه ی خیانت

حیف اون همه دعا هام واسه تو تو شب یلدا

حیف اون چیزی که گم شد دیگه هم پیدا نمی شه

حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره

حیف اون همه حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره

حیف چشمایی که گفتم به تو با لبای خندون

حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون

حیف هر چی که سپردم حیف هر چی که نبودی

حیف تکلیفم ... بیا روشنش کن تو به زودی

                                                         

                                                                          

                                                                                    

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 18:8 توسط نی نی عسلی |

قسم به چشمات دیگه بعد از این جز تو گلی بو نکنم

جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم

قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این

اسم تو رو داد بزنم تا دم دمای آخرین

قطره به قطره خونمو یک جا به نامت می کنم

می برمت یه جای دور می شم برات سنگ صبور

 

برات یه کلبه می سازم پر از یه رنگی پر نور

روح و دل و جون و تنم نذر نگاهت می کنم

دنیا ها رو فدای اون چهره ی ماهت می کنم

 

هر چی که باختی پای من هر چی که بردم مال تو

دفتر شعر پیرمم وقتی که مردم مال تو

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 19:35 توسط نی نی عسلی |

چرا این گونه باید ساده باشم

دلی جای نگاهی داده باشم

به امیدی که تو پایی گذاری

برای تو تمام جاده باشم

 

از روزی که تو رفتی پریده رنگ شادی

اما خورشید می تابه مثل یه روز عادی

چطور هنوز پرنده داره هوای پرواز

چطور هنوز قناری سر می ده بانگ آواز

مگه خبر ندارن تو رفتی از کنارم

چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 11:21 توسط نی نی عسلی |

به نام او

آمدی و با آمدنت تمام عشق را به تصویر کشیدی. ای مهربانم ای بهترین ای می خواهم حکایت هایم را که درون سینه ام جمع شده است به تو بسپارم .اما نمی دانم چگونه و از کجا شروع کنم.

نمی خواهم که به دروغ بگویم در خواب هستم و این جملات را می نویسم اما کاملا هم به هوش نیستم. همه چیز عجیب است. چه قدر نامه نوشتن برای تو زیباست و بودن با یاد تو رویاییست ...

بمان تا در کنار تو آرام گیرم و به زندگی امید وار...زندگی ای که فقط تو می توانی به آن امید بخشی...

عزیزم! امید را از من نگیر... لحظاتم همه دلگیرند. بدان که فقط به تو می اندیشم و با خیال تو آن ها را می گذرانم.بیا تا لحظاتمان را با هم یکی کنیم...

چگونه برایت حرف بزنم. این حرف ها فقط برای دیروز - امروز و فردا نیست...و تو بودی که باعث شدی این حرف ها سر باز کند.

دیگر نمی خواهم تنها باشم که تنها خیالات تو بودن را برایم قابل تحمل می کند.سکوتی بین ماست که باید شکسته شود...

می خواهم بگویم محتاجم... به تو محتاجم...محتاج تر از همیشه.

آه و ناله هایم به گوش دلت رسید و چون من شدی. همدرد و همرنگ من.

نازنین قلبم...ای تک ستاره ی آسمان زندگیم بیا قدم برداریم و به عشقمان ببالیم و به این دوستی زیبا افتخار کنیم...

مهربانم ! نگذار گلبرگ آرزو هایم پر پر شود. بی یاد تو زخم غربتم سرباز می کند.

پس در این دیار بی کس تنهایم مگذار...

((اسیر تو ام ای آرام بخش دل مجنونم))

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 17:36 توسط نی نی عسلی |

حاشيه  ي درختان طلايي بود . ماه تو آسمون بود و قحطي روشنايي بود

غبار شب رو رويا هاي اطلسي . ديگه هيچ كس نشد عاشق چشماي كسي . 

وقتي رفت دريا به ماهيا نگاه نكرد . ماه در نيومد .   ستاره ادعا نكرد

اونه ي هيچ پرنده اي چراغ نداشت . واسه درد و دل ، دلم هيچ كسي رو سراغ نداشت 

 

پرنده هاي كوچه همه بي لونه شدن . عابرا رفتنشو ديدن و ديوونه شدن . 

 وقتي رفت يه قطره اشك از چشاش جاري بود . همونو ازش گرفتم . آخه يادگاري بود.

وقتي رفت....

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 16:8 توسط نی نی عسلی |

 
   دستاتو بده به من ...
 
                  
 
 بذار حداقل يه چيزی از تو پيش من باشه يه دل خوشيه کوچيک! دلم خوش باشه که دستت توی دست منه ، می دونــم که ؛ چشمات همه چيزو رويايی می بينه! می دونــم دلت مدت هاست که گم شده می دونم پاهات جايی ميره که دلت همون جاس !!
                                               
ولــی دستتو بده به من تا حداقل از وسط خيابون با هم  رد بشيم می ترسم نکنه ( حواست که اوونــم جايی ديگه اس پرت بشه و ... خدايی نکرده اتفاقی برات بيفته!!) اوونور خيابون که رسيديم .... تو برو هر جايی که دوس داری ! منم مثه هميشه دستامــو مشت می کنم  که گرميه دستای قشنگت از تو دستام نپره ! چـــه بوی خوبی داره عطرتنت ! وقتــی رسيديم اوون طرف خيابون تو برو هر جــايی که دوست داری .....
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 19:56 توسط نی نی عسلی |

تو ديگه دوستم نداری ؛ خستگی بهونته 

طفلکی دلم که هر چی ميرونيش باز ديونته

يادته نوشته بودم تو تموم نامه ام 

خوشبحال بند کيفی که رو شونته

 

حالا من دارم ميرم با غصه هام يه جای دور

اما يادگاريام هميشه تو خونته

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 16:31 توسط نی نی عسلی |

 بهت نمی گم که دوست دارم...قسم می خورم که دوست دارم.

بهت نمی گم هر چی بخوای بهت می دم ...چون همه چیز من تویی.

نمی خوابم که خوابتو ببینم...چون خیال تو خوش تر از خوابه.

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن.

بهت قول نمی دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم.

اگه یه روز دنبال مجسمه ی سکوتی گشتی که سرش داد بزنی...صدام کن.

قول می دم که ساکت بمونم...

اگه دنبال خرابه ای گشتی که نفرت رو در اون دفن کنی ...صدام کن.

قلبم تنها خرابه ی وجود توست.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 16:2 توسط نی نی عسلی |

خيلي سخته براي كاري كه كردي نتوني معذرت بخواي.

دنيا تو بدي كه يه كلمه بگه بخشيدم .اشكات جاري بشه. بگي دوست دارم از همه بيشتر .بيشتر از خدا...

نشنوه..چيزي نگه..مي دونم مي گه من ديگه نمي تونم حرفاي تو رو بشنوم..

ولي افسوس كه خدا بيشتر دوسش داشت.اونو برد پيش خودش...

خاطراتش برام موند واشكام كه هر روز و هر شب روي عكساش مي چكه.

مي دونم نمي خواي گريه كنم. اما دست خودم نيست . آغوشتو گم كردم . يادته؟ هميشه دستامو تو دستات مي گرفتي و مي گفتي به آدم آرامش ميده. هميشه موهامو بو مي كردي .مي گفتي بوي بهشته .بعد تو كي دستامو بگيره . كي بهم بگه موهات بوي بهشتو داره؟

مي خوام با خدا يه معامله كنم... خدايا عشقمو فقط 1 ثانيه ببينم.عوضش زندگيمو بگير.

خيلي شب ها تو خيالم پيشش مي خوابم. تو كه مي دوني به تنهايي عادت ندارم. هميشه احساس مي كنم كنارمي. بغلم مي كني. ..

ولي فقط احساس. يه احساس پوچ و تو خالي. يه احساس كه ساخته ي خودمه.من اينو نمي خوام .من مي خوام تو واقعا پيشم باشي. وقتي گريه مي كنم ،با هام حرف بزني . بگي گريه نكن عزيزم. تا من پيشتم چه غمي داري؟

ولي اين مال وقتي بود كه پيشم بودي .حالا چه غمي بزرگ تراز دوري تو. چه غمي بزرگ تر از نبود تو...

ببخشيد اگه ناراحتتون كردم .

 فقط يه نصيحت رو از بنده ي حقير قبول كنيد. اگه يه روز واقعا به يكي گفتين دوسش دارين ، هيچ وقت تنهاش نذارين. تا آخر عمرتون كنارش باشيد . نذارين احساس درموندگي و تنهايي كنه .

به اميد روزي كه هيچ دختر يا پسري از دوري عزيزش گريه نكنه....

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 15:31 توسط نی نی عسلی |